غانم قدوري الحمد ( مترجم : يعقوب جعفرى )

40

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى )

كتابت عربى رهنمون شود و ميزان رابطه آن را با خطوط سامى ديگر آشكار كند . پژوهشگران به تعدادى از نوشته‌هاى عربى بر صخره‌ها ، دست يافته‌اند كه پيش از اسلام ، بر مىگردد ، و با بررسى شكلهاى حروف و صورتهاى آن ، در اين سنگ نوشته‌ها ، پژوهشگران به شناخت ريشه كتابت عربى موفق شده‌اند . آخرين چيزى كه مستشرقان در پرتو اين كشفيات ، به آن رسيده‌اند ، اين است كه خط عربى قديم ، از خط نبطى متأخر مشتق شده كه آن خود از خط آرامى ريشه گرفته است . وقتى در دو خط نبطى متاخر و عربى قديم ، دقت مىكنيم ، نزديكى و مشابهت ميان شكلهاى حروف و اتصال بعضى از حروف نبطى جديد به بعضى ديگر را مشاهده خواهيم كرد ، همان اتصالى كه در عربى وجود دارد . اين نزديكى شامل ماده ، لغت و اسلوب مىشود . « 1 » نبطيان قومى از ساميها هستند « 2 » و دربارهء آنها ، اين اعتقاد عمومى حاكم است كه آنها قبايل عربى دوره گردى بودند كه شهر نشين شدند و آرامى را لغت كتابت خود قرار دادند و در آن زمان ، لغت عربى ، لغت روزمرهء « 3 » آنها بود . نبطيان در دو قرن دوم و اوّل پيش از ميلاد ، مملكتى را در شمال جزيرة العرب ، جنوب فلسطين و بلاد شام تاسيس كردند كه مركز آن درهء ( بترا ) واقع در وادى موسى ، نزديك معان بود . اين حكومت تا سال 106 پس از ميلاد ادامه يافت ، تا اينكه حاكم روم ، در سوريّه آن را فتح كرد و بر مركز آن غلبه يافت . « 4 » از آنجا كه پيدايش دولت نبط ، بر اساس مسايل اقتصادى بود ، چون شهرهاى آنها در راه تجارت ميان جنوب جزيره و بلاد شام قرار داشت ، از اين رو آنها پيوندهاى گسترده‌اى در منطقه داشتند و نفوذ آنها ، در زمان اقتدار دولتشان ، تا شمال جزيرة العرب ، اطراف شام

--> ( 1 ) ناصر نقشبندى ، منشأ الخط العربى و تطوره لغاية عهد الخلفاء الراشدين ، مقاله‌اى در مجلهء ( سوم ) ، سال سوم ، ج 1 ، ص 129 ، 1947 م . ( 2 ) رمضان عبد التواب ، ص 354 . ( 3 ) e 20 . P ، Diringer دربارهء اصل نبط بنگريد به : جرجى زيدان ، العرب قبل الاسلام ، دار الهلال ، ص 92 ، اسرائيل و الفنسون ، ص 134 ، خليل يحيى نامى ، ص 7 ، فقه اللغة ، على عبد الواحد وافى ، ص 61 ، جواد على ، المفصل فى تاريخ العرب قبل الاسلام ، چاپ اوّل ، بيروت ، دار العلم للملايين ، 1969 م ، ج 3 ، ص 9 : محمود حجازى ، علم اللغة العربية ، كويت ، وكالة المطبوعات ، 1973 م ، ص 181 . ( 4 ) خليل يحيى نامى ، ص 10 و بنگريد به : 208 . P ، Diringer .